السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
575
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
با ديگر دانشمندان در آنچه دربارهى حديث « مدينة العلم » گفتهاند اكنون كه از نقض گفتههاى « دهلوى » دربارهى حديث « من شهر دانشم و على در آن است » و باطلكردن لغزشهايش در تضعيف آن ، آسودهخاطر شديم مناسب است كه متعرّض سخنان ديگر دانشمندان و محدّثان اهل سنّت نسبت به اين حديث شويم يا دربارهى حديث « من خانهى حكمتم و على در آن است » در راستاى خاموش كردن دشمنى و اداى حق مطلب پيش رويم و خداوند ولىّ توفيق است . ( 1 ) با سخن عاصمى دربارهى حديث « أنا مدينةالعلم » ابومحمّد احمدبنمحمّدبنعلى عاصمى چنين گويد : « دربارهى تأويل اين حديث سخن گفتهاند : خوارج و همفكرانشان گفتند كه مراد از « علىٌ بابُها » بلندى در ، از ريشهى علوّ است على هم به معنى عالى است نه اسم عَلَمى كه على مرتضى عليه السلام به آن ناميده شده بود . گفته مىشود : شىءٌ عالٌ و على و باب عال و على مانند سامع و سميع ، عالم و عليم و قادر و قدير . و جز اين نيست كه مىخواهند به مرتضى ضربه زنند و درجه و مقامش را پايين آورند و هيهات كه روز بر ديدگان پوشيده شود . گروهى از مخالفانشان گويند هنگامى كه مرتضى عليه السلام درِ آن شهر باشد و كسى